از منوچهر آذری چه میدانید؟

منوچهر آذری (متولد ۱۳۲۲ در تهران) بازیگر و گوینده رادیو ایرانی دانش‌آموخته هنرکده هنرهای دراماتیک فن بیان هنرپیشگی و کارگردانی است.

او در سال ۱۳۴۵ از هنرکده هنرهای دراماتیک فارغ التحصیل شد. او مدتی در نزد مهدی فروغ و پرویز تاییدی آموزش دید. نخستین برنامه او حسن خیاط باشی در سال ۱۳۵۴ در رادیو بود. پس از انقلاب او فعالیت‌های خود را ادامه داد و به واسطه برنامه بسیار محبوب صبح جمعه با شما معروفیت و محبوبیت فراوانی به دست آورد. منوچهر آذری گاهی به دلیل شباهت صدا و نام او با منوچهر نوذری همکار او اشتباه گرفته میشود. او همچنین از اقلیت کلیمی ایران است و فعالیت‌های فرهنگی فراوانی برای جامعه کلیمیان انجام داده است دین او یهودی است.

علت دلخوری منوچهر آذری تا وکالت جاودانی در دورهمی

منوچهر آذری در دورهمی

مهران مدیری پس از اجرای استندآپ کمدی خود با موضوع ریسک پذیری پای صحبت با منوچهر آذری نشست.

کارگردان «دورهمی» سوال ابتدایی خود را با «صبح جمعه با شما» شروع کرد. آذری گفت:نمی دانم چه سالی اولین برنامه پخش شده است اما می توانم بگویم خود من بر عکس شما اول به تلویزیون آمدم، بعد به پیشنهاد یکی از تهیه کننده ها در ۱۵ سالگی به رادیو رفتم.

آذری در ادامه در خصوص طنزپردازی خود اظهار داشت:من حرف های جدی را با طنز قاطی می کنم. این را یک بار خود شما به من گفتید اما مردم بدانند منوچهر آذری همیشه شاد نیست بلکه مشکلات خاص خود را دارد.

مدیری درباره دوستی و ارتباط کاری خود با آذری بیان کرد:ما ده سال با هم همکار بودیم.

آذری گفت:اما آن موقع موهای شما سفید نبود. به نظرم به دلیل افزایش سن وقتی شما مشکل شنوایی دارید، باید سمعک بذارید یا موهاتون که سفید می شود، باید رنگ کنید.

مدیری در ادامه درباره اوضاع امروز رادیو نسبت به گذشته پرسید. آذری اظهار داشت:چهل سال در رادیو زحمت کشیدم. من به سبب این کار از مردم دور هستم و دچار تنگی نفس شدم. رادیو از لحاظ مالی تغییری نکرده است.  منوچهر آذری

مصاحبه سلامت با استاد منوچهر آذری را می توانید در زیر بخوانید:

سلامت: آقای آذری! بیشتر مردم شما را به واسطه کارهای خوب و متفاوتتان در رادیو و به‌خصوص برنامه صبح جمعه با شما می‌شناسند اما کارتان را از تلویزیون شروع کرده‌اید و بعد به رادیو پیوستید. این اتفاق چگونه افتاد؟

من همیشه به بازیگری تمایل داشته و دارم و معتقدم گوینده رادیو پشت میکروفن هم به نوعی با دست و صورت خود بازی می‌کند.به هر حال دوست دارم تماشاگر یا شنونده را چنان در کنترل خود داشته باشم که لحظه‌ای از تاثیر من غافل نشود.یادم می‌آید «احمد قدکچیان» به من گفت: «در رادیو باش، اما تلویزیون، تئاتر و سینما را نیز فراموش نکن» و من دقیقا همین کار را کردم.
سلامت: فکر کنم شما در زمینه تولید نوار قصه برای کودکان هم فعالیت داشته‌اید. درست است؟

بله، شرکتی که تهیه‌کننده این نوارها بود، «سلام بچه‌ها» نام داشت و تحت‌نظر مرحوم «حمید عاملی» بود.اوایل انقلاب، تلویزیون برنامه چندانی برای کودکان نداشت و برای همین این نوارها بین خانواده‌‌ها بسیار محبوب شده بود و حتی دوستانی خارج از کشور هستند که هنوز از این کاست‌ها یاد می‌کنند.جالب است بدانید هنوز کاست «خروس زری پیرهن پری» (شعر احمد شاملو) خریدار دارد و مردم آن را سفارش می‌دهند.ما برای تولید این اثر خیلی زحمت کشیدیم، به‌خصوص من و مرتضی احمدی، اما الان دیگر کسی دنبال این‌گونه کارها نیست و متاسفانه کودکان با رایانه و ماهواره بزرگ می‌شوند.
سلامت: شاید برای همین هم است که کودکان امروز، کودکان با خاطره و شادی نیستند.

بله، درست است که در قدیم امکانات رفاهی مثل امروز گسترده نبود اما دل همه آدم‌ها شاد بود و کسی دغدغه‌ای نداشت.متاسفانه بچه‌های امروز به بچه‌های آپارتمانی تبدیل شده‌اند و مجبورند تنهایی بازی کنند اما کودکان دیروز با هم و در کنار هم بزرگ می‌شدند و واقعا شاد بودند.
سلامت: آقای آذری! شما ۴ فرزند دارید که ۳ نفر از آنها پزشک و یک نفر مترجم زبان است. موفقیت فرزندانتان را مدیون چه چیزی هستید؟

سوال خوبی پرسیدید.در وهله اول محبت و لطف خدا شامل حال من و خانواده‌ام بوده است و پس از آن محبت‌های بی‌دریغ همسرم.به نظر من، زن ایرانی زنی کامل و بامحبت است.همسرم در این مورد نقش بسزایی داشته و همیشه یار و یاور بچه‌هایم بوده است.ضمن اینکه من هم آدمی نبودم که خدای ناکرده مال حرام سر سفره بیاورم و همیشه سعی کرده‌ام سالم زندگی کنم.درست است که حقوق کارمندی دارم اما خیالم راحت است که این مال از راه حلال به دست آمده است.برای همین هم عذاب وجدان ندارم.

سلامت: چرا ۳ تا از فرزندانتان در رشته پزشکی تحصیل کرده‌اند؟ این مساله خواسته خودشان بوده یا اصرار شما؟

نه، البته من و همسرم همیشه دوست داشتیم یکی از بچه‌هایمان پزشک شود اما در نهایت این خود آنها بودند که در مورد آینده و تحصیلات خود تصمیم گرفتند.حالا هم ما به آنها افتخار می‌کنیم و خدا را شاکریم.

سلامت: هیچ‌گاه دوست نداشتید فرزندانتان جا پای شما بگذارند؟

نه، به هیچ‌وجه! چون ماندن در این عرصه، آن هم در شرایط فعلی عاقبت خوبی ندارد.

سلامت: تعریف شما از یک خانواده موفق و سالم چیست؟

به نظر من اساس یک جامعه سالم در وهله اول وجود خانواده‌های سالم است.تمام خاطره‌های آدمی در این جامعه کوچک اما مهم شکل می‌گیرد و معنا پیدا می‌کند.

سلامت: فکر می‌کنید چرا بیشتر خانواده‌های امروزی در فشار روانی قرار گرفته‌اند و حتی نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟

چون پایه و اساس این گونه خانواده‌ها سست و بی‌اساس است.مردی که عصبی است و حرمتی برای فرزندان و همسر خود قائل نیست، نمی‌تواند توقع داشته باشد خانواده‌اش خوب و شاد باشند.متاسفانه الان شرایط به‌گونه‌ای است که همه می‌خواهند فشار روانی خود را سر بقیه خالی کنند که خب نتیجه‌اش هم همین می‌شود!

سلامت: در این شرایط سخت، پیشنهاد شما برای گذراندن این بحران روانی سخت چیست؟

به نظر من نباید زندگی را سخت گرفت چون زندگی به اندازه کافی سخت است.تا جایی که می‌توان باید سعی کرد همیشه لبخند بر لب‌ها باشد.الان چند وقتی است دچار خارپاشنه شده‌ام و کمتر می‌توانم راه بروم اما با این حال وقتی سر برنامه‌ای حاضر می‌شوم، آنقدر روی سن بالا و پایین می‌پرم که همه تعجب می‌کنند اما باور کنید همین شادبودن و انرژی مثبتی که از تماشاگران می‌گیرم، باعث می‌شود درد پایم را فراموش کنم.البته فکر می‌کنم موضوع دیگری هم است که باعث تداوم این شادی در شما شده است.

امیدوارم از مطالب این پست لذت برده باشید.

لطفا ما را از نظرات ارزنده خود دریغ نکنید…

It's only fair to share...Share on FacebookShare on Google+Pin on PinterestTweet about this on TwitterShare on LinkedIn

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*